"گفتگوی تنهایی"
ما یاد گرفته ایم تا برای تحسین انسان ها آنها را بکاویم، آنقدر بکاویم تا بالاخره نقطه ای پیدا کنیم تا آنها را تحسین نکنیم.
ما آدم های مطلق بینی شده ایم. یا سفید می بینیم یا سیاه!!
چقدر انسانهای اطرافمان را با همین دیدگاه نگاه کردیم بی اینکه یاد بگیریم از خالق زیبایی ها که خوبی هایش را نه ده برابر که فقط ببینیم و به خاطر خوبی هایشان تحسینشان کنیم.
ایده نوشتن از انسانها با دیدن برنامه "گفتگوی تنهایی" در ذهنم شکل گرفت.
در این برنامه مجری برنامه که دیده نمی شد با هنرمندان عرصه های مختلف مصاحبه می کرد. مصاحبه ای متفاوت از مصاحبه های سطحی و دم دستی بعضی مجلات و برنامه های تلویزیونی. مصاحبه ای که نشان می داد هنرمندان و حتی آدم های معمولی غیر از آنچه در دنیای ظاهرشان می بینیم، دنیای دیگری نیز دارند که از چشم ها مخفی است. دنیایی که در گفتگوهای تنهایی شان شکل می گیرد جان می گیرد و زندگی می بخشد
با نت موسیقی ای
صدایی
قلمی
بازی ای
و ....
اما نمی خواهیم گفتگوی های تنهایی انسان ها را از دل این همه تجلی بیرون بکشیم و باور کنیم که
هنر یک هنرمند تنها از تمرین و تجربه و آموزش به ظهور نمی رسد، خلق یک اثر هنری یا حتی غیرهنری، غیر از تمرین و آموزش و تجربه مرهون خیلی چیزهاست
مرهون الهام
مرهون گفتگویی تنهایی با معبود
با نسیم
باران
آب
درخت
مرهون گاه آه و گاه اشک نیز هست
و مرهون خرد و اندیشه ورزی
و همه آنچه نمی بینیم و نمی دانیم اما خیال می کنیم نیست.
احتمال بدهیم که در تنهایی آدم ها، گفتگوهایی هم هست که آنها را سزاوار دوست داشتن می کند
حداقل و دست کم آن زاویه از وجودشان که قابل احترام و دوست داشتن است.

پ.ن۱: این پست، تبلیغی برای فرد یا اثری خاص نیست بلکه تبلیغی برای درست دیدن است ابتدا برای خودم .
پ.ن۲:توصیه می کنم حوصله کنید و "گفتگوی تنهایی" را دانلود کنید و بشنوید.