گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امروز از آن روزهایی بود که دلم می‌خواست تنهایی بزنم به دل طبیعت

در خودم کز کنم و در حالیکه شال‌گردنم را روی صورتم کشیده‌ام، راه بروم و از تنهایی‌ام به تنهایی لذت ببرم

آخر این تنهایی تنها چیزی است که مال خودم است ...

تمام دارایی‌ام و تمام سرمایه وجودی‌ام...


دلم قدم زدن در یک جاده زمستانی در دل جنگل می‌خواهد

 نشستن در کنار دریا و همنوا شدن با موسیقی دلنوازش

 نشستن روی یک کوه بلند و خیره شدن به دوردست‌ها

دلم می خواهد ساعتها روبه‌رویت بنشینم و با تو حرف بزنم

گاهی دلم برای چشم‌های تو تنگ می‌شود

 برای چشم‌هایی که تمام هستی را پر کرده‌اند

برای شنیدن موسیقی آرام کلامت که از هر جا به گوش می‌رسد



اما همیشه وقتی دلتنگ می‌شوم و احساس می‌کنم که باید سفر کنم، با خودم فکر می‌کنم آنچه را که من همیشه به دنبالش هستم، بیرون از من نیست

گاهی به جستجویش به کوه و دشت و دریا می‌زنم اما واقعیت این است که همه گمشده‌های من در منند و کوه و دشت و دریا و انسانها تنها نشانه‌اند

این گاهی غمی سنگین بر دلم می‌نشاند، و این یعنی بلد نشده ام وقتی دلم تنهایی می‌خواهد گذری به دشت درونم بیندازم و با موسیقی جانم هم‌نوا شوم... این یعنی اینکه من از خودم گاهی دور می‌شوم و این دلتنگی یعنی اینکه برای خودم دلتنگ شده ام به توان هزاران سفر به دریا و کوه و جنگل...

اما برای راهی شدن به دنیای درون باید این سفرهای کوچک را غنیمت دانست

درست در همین سفرهاست که به یاد می‌آورم باید سفری هم به دنیای درونم داشته باشم

در همین سفرهاست که یادمی‌گیرم چگونه با خود آشتی کنم

در همین سفرهاست که دلتنگ‌تر از پیش می‌شوم برایت

و حرف زدن با تو، سنگینی تمام این دلتنگی را از روی دوش دلم برمی‌دارد

سبک می‌شوم

و باز هم ایمان می‌آورم به این جمله که:

 نیایش، رکن ایمان است.


تنهایی زیبا و دوست‌داشتنی‌ام!

همیشه برایم بمان

مباد که برای پر کردن بعضی خلاها، به دنیای دیگرانی پناه برم که از راز و رمز این تنهایی چیزی نمی‌دانند...!