«هم ابد»
هر روز و هر لحظه در این سکوت مبهم سیر میکنم و با هر قدم به ماجرای دشوار سفر نزدیکتر میشوم
رفیق سفرهای دلپذیر و دشوار!
دلم برای همه لحظههای سفر تنگ شده ...
سفرنوشتهها و دلنیازهای زیادی از تو در دل و جانم حک شده
یکی یکی میخوانمشان
و هر بار به آفاق و انفسی مینگرم که باید با تو طی میشد اما بیهمسفر ماند!
میروم اما به سختی
میروم اما به دلتنگی
میروم اما با کولهباری از خاطراتت و با انتظار دیداری که در انتهای سفر مرا و تو را به هم پیوند میدهد
در این مسیر پر التهاب شدن، راه ما یکی است
هدفمان یکی
و ابدمان نیز یکی
اما
«در من کوچه ايست
که باتو در آن نگشته ام...
سفري ست
که باتو
هنوز نرفته ام...
روزها و شب هايي ست
که با تو به سر نکرده ام ...
و عاشقانه هاييست
که باتو
هنوز
نگفته ام . . .»
و دردناکترین ماجرای این سفر اینکه بعد از سالها همسفری
هنوز تو را ندیدهام...!
+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:40 توسط زهرا
|