هر روز و هر لحظه در این سکوت مبهم سیر می‌کنم و با هر قدم به ماجرای دشوار سفر نزدیک‌تر می‌شوم

رفیق سفرهای دلپذیر و دشوار!

دلم برای همه لحظه‌های سفر تنگ شده ...

سفرنوشته‌ها و دل‌نیازهای زیادی از تو در دل و جانم حک شده

یکی یکی می‌خوانمشان

و هر بار به آفاق و انفسی می‌نگرم که باید با تو طی می‌شد اما بی‌همسفر ماند!

 

می‌روم اما به سختی

می‌روم اما به دلتنگی

می‌روم اما با کوله‌باری از خاطراتت و با انتظار دیداری که در انتهای سفر مرا و تو را به هم پیوند می‌دهد

 در این مسیر پر التهاب شدن، راه ما یکی است

هدفمان یکی

و ابدمان نیز یکی

اما

«در من کوچه ايست
که باتو در آن نگشته ام...
سفري ست
که باتو
هنوز نرفته ام...
روزها و شب هايي ست
که با تو به سر نکرده ام ...
و عاشقانه هاييست
که باتو
هنوز
نگفته ام . . .»

و دردناک‌ترین ماجرای این سفر اینکه بعد از سالها همسفری

 هنوز تو را ندیده‌ام...!